Dark Souls ورای یک بازی

بازی Dark Souls یک پیام خیلی مهم برای گفتن دارد.

سری پر افتخار Dark Souls یا ارواح تاریک خیلی بیشتر از نا امیدی، سختی و غالب شدن بر این سختی ها معنا دارد؛
این بازی یک استعاره زیبا از زندگی می باشد. برای خیلی از گیمرها ارواح تاریک به طور ذاتی به جنجال ها و اتفاقات متأثر بر روان آن ها در زندگی ربط پیدا می کند.

افسردگی، سختی ها، بی حوصلگی و ناامیدی در زندگی هر کسی وجود دارند و مردم باید از راه هایی با این مسائل روبرو شوند. گاهی ممکن است دوستان و خانواده در این سختی ها به شما کمک کنند و یا گاهی مجبوریم به تنهایی با این مشکلات روبرو شویم و دوباره و دوباره با آن ها دست و پنجه نرم کنیم. همه ما با این قضیه روبرو شده ایم و می توانیم با آن ارتباط برقرار کنیم.

 

rmlw1czeyacalhjwny45

بر هیچ کس پوشیده نیست که دنیای خلق شده در بازی Dark Souls توسط کارگردان نابغه آن یعنی میازاکی، مملو از ترس و نا امیدی و افسردگی است؛ سرزمینی پر از هیولاهای عجیب الخلقه و مردگان نفرین شده، موجوداتی که بدون هدف در این سرزمین پرسه می زنند. بعد از اینکه راه و هدف خودشان را گم کردند، از ادامه راه نا امید شدند و به هالو تبدیل شدند. می توان نگاهی سطحی به این دنیا داشت و هیچ برداشتی از آن نکرد ولی من نمیتونم ازش بگذرم چون مسائل و مفاهیم پخته تر و زیباتری در این اتمسفر حس می کنم. برای من ارواح تاریک خیلی بیشتر از فقط یک بازی برای سرگرمی است! یک حکایت از دنیایی افسرده و تاریک و آن هایی که مجبورند در این سرزمین زندگی کنند و با سختی های وحشتناک آن مقابله کنند.

یک بار شخصی برای من افسردگی رو به جنگی تشبیه کرد که دوباره و دوباره باید به آن بپردازی در حالی که هر بار انگیزه و رمق کمتری برای انجام آن داری. مثل یک حلقه مشهود میمونه که تو باید هر بار با همون دشمن مبارزه کنی ولی بعد از هر شکست قسمتی از خودت رو از دست میدی.
در بازی Dark Souls شرایطی تقریبا به همین منوال وجود دارد ولی به شیوه کاملا متفاوت آن را نشان می دهد.
بنا به دلایل نامشخص یک بیماری همه گیر میان انسان ها پخش شده است و در طی این اتفاق تعداد کثیری از انسان ها نفرین شده اند و تحت تأثیر چیزی به اسم Dark Sign به مردگان زنده و جاودانه تبدیل شده اند. این مردم نفرین شده تقدیرشان شده که در این دنیا بمانند، هر بار که می میرند توسط قدرت عجیب Bone Fire به زندگی برگردانده می شوند که این Bone Fire ها در جهان بازی پخش شده اند. هنگامی که یکی از مردگان زنده امید، هدف و سرانجام خودش را گم کند به هالو تبدیل می شود. بیشتر آن هایی که به این تقدیر گرفتار شده اند به ندرت خودشان را گم می کنند و ذهنشان را از دست می دهند. هالو بودن یعنی اینکه هر نشانه ای از کسی که بوده ای و هدفی که داشته ای از وجودت برود. هالو ها اغلب به همان ظاهری که در زمان حیات بوده اند می مانند. یک سرباز، سرباز می ماند، یک فرمانده، همان فرمانده می ماند. خیلی از آن ها گوشه ای می نشینند و به نقطه ای خیره می شوند و یا همانجا که خودشان را گم کردند می ایستند و تکان نمی خورند. در واقع آن ها تنها پوسته ای هستند از کسی که قبلا بوده اند. هیچ هدفی از کارهایی که انجام می دهند ندارند و فقط اینکار را انجام می دهند به این خاطر که تنها کاری است که می دانند و یا شاید تنها چیزی که می توانند به یاد بیاورند.

 

Dark-Souls-II-Warrior

گیمر در نقش یکی از همین مردگان زنده است که هنوز به هالوهای بدون فکر ملحق نشده است. کاراکتر های قابل بازی با دیگر مردمان سرزمین فرق دارند. آن ها انتخاب شده اند تا با سختی ها و چالش های بسیار سنگین تر و بالاتر از چالش های پیش روی آن ها که هالو شده اند مقابله کنند. هر بار که بازیکن شکست میخورد بیشتر و بیشتر به سمت هالو شدن پیش می رود.

 

DarkSoulsII-61

دو راه برای مقابله با افسردگی وجود دارد و دو راه برای پیش روی در بازی Dark Souls:
گروه اول سعی میکنند با اتکا به قدرت خویش و به تنهایی به مبارزه بپردازند در حالی که گروه دوم ترجیه می دهند از دوست یا حتی غریبه ای برای غالب شدن به این سختی ها کمک بگیرند. آن هایی که ترجیه می دهند به اصطلاح Solo Player باشند قاعدتا اوقات سخت تر و وحشتناک تری پیش رو خواهند داشت.

 

fe93b34bc3d8953ff2521c75b3baf74ebca3ea3d

 

نا امیدی به کسی رحم نمیکنه بلکه همینطور به شما فشار می آورد و قرار هم نیست پا پس بکشد. هم نا امیدی هم بازی Dark Souls هر دو انگار می خواهند که شما از ادامه دست بکشید، بشکنید. در سخت ترین لحظات انتخاب شدگان حود باید انتخابی کنند که یا شکست را قبول کنند و از ادامه باز بمانند و یا از شکست خود درس بگیرند و از چالش های پیش رو استفاده کنند قوی تر شوند و راه رو ادامه بدهند… هر چه قدر هم چالش های پیش رو سخت باشند ولی در آخر همه جنگ ها رو میتوان برد و میتوان قدمی رو به جلو برداشت. پس با این حساب نمیتوان گفت که Dark Souls به این قضیه ارتباطی ندارد، اگر نداشت هیچ کس آن را بازی نمی کرد!

 

DarkSouls_001.0.0

این بازی از بالانس خیلی جالبی در اتمسفر خود بهره می برد. هر بار شکست می خورید چیزی دارد که به شما بگوید و یا یاد بدهد. معمولا بعد از اینکه بالاخره یک Boss رو شکست میدید یا از سد تعدادی دشمن سرسخت می گذرید مقدار زیادی آدرنالین در بدن شما به وجود می آید ولی بعد از آن با NPC ها یا کاراکتر های غیر قابل بازی روبرو می شوید که همیشه صحبت هایی عمیق و قابل تفکر برای گفتن دارند. سرزمین ارواح تاریک کاراکتر های زیادی دارد که هر کدام داستانی پشت خود دارند و دلیلی برای بودن در این سرزمین. بیشتر آن ها سرشان به کار خودشان است و فقط می خواهند کار خود را پیش ببرند ولی بعضی از آن ها در واقع بازیکن را تشویق می کنند به ادامه دادن و تلاش کردن، این تعداد محدود مثل نور کوچکی از امید در دل این دنیای تاریک می درخشند.

 

dark-souls-ii-31639-1920x1080

Dark Souls از یک سیتم پشتیبانی بهره می برد که به شما اجازه می دهد دوستی را احضار کنید تا در کنار شما برای مدتی محدود بجنگد. ولی خب شما همیشه آن ها را نمی بینید. سه نفر از این NPC ها در واقع خوش حال تر و دوستانه تر از بقیه با شما رفتار می کنند. یکی از این کاراکتر ها لورنتیس نام دارد که به شدت برای پلیر ها احترام قائل است! بعد از این که او را از تله ای در آب راه های زیرزمینی نجات می دهیم شما او را در مقابل مکانی مقدس در شهر آغازین بازی ملاقات می کنید. او همیشه از دیدن شما خوشحال می شود و در هنگام خداحافظی حرفی می زند که بسیار به دل می نشیند:
Be safe, my friend.
Don’t you dare go Hollow
در سلامت باش، دوست من.
حق نداری که هالو بشی!

 

darksouls3blogrolljpg-bfd66f_1280w

میشه گفت این بهترین دیالوگ در بازی است و به ما میگه که در جنگ علیه هیولاهای این دنیای تاریک و یا علیه هیولای درونی یعنی نا امیدی تنها نیستیم بلکه همیشه یک مکان یا یک شخص وجود دارد که بهترین آرزو هارا برای شما داشته باشد.
من متوجه نشدم این دیالوگ چقدر مهم بود تا وقتی که نشستم پای بازی و در آن پیشروی کردم و یاد دوستم افتادم که چگونه هنگام نا امیدی او من کمکش کردم و حالا ارواح تاریک داره به من کمک میکنه که با افسردگی و نا امیدی مبارزه کنم. استرس اینکه چگونه هم تو درس هاش پیشروی کنه و کارش رو هم پیش ببره به شدت رو شونه هاش سنگینی می کرد. هر روز با این استرس مبارزه می کرد و سعی می کرد خودش رو گم نکنه و هر کاری می کرد نور امیدش رو تو دید خودش نگه داره.
یادم نیست چطوری یا چرا اون دوستم شروع کرد به بازی کردن Dark Souls در اون زمان من فکر می کردم که این بازی به طور دیوانه واری مشکل و سخت طراحی شده و نتونست علاقه من رو برانگیزه ولی دوستم، اون عاشق این بازی بود. برای چندین ماه این بازی تقریبا همه چیزی بود که اون راجبش حرف می زد. اون روزها ساعت ها فقط مشغول بازی کردن این گیم بود و بالاخره من رو مجاب کرد که این بازی رو امتحان کنم.

 

darksouls

در اون زمان من از دوستم جدا شدم و سال ها بعد اون رو در حالی دیدم که برای خودش خانواده ای تشکیل داده بود. یک چیزی تو اون فرق کرده بود! دوستم خوش حال بود! بعد از کمی صحبت به اینجا رسیدیم که راجب مبارزش با نا امیدی هاش صحبت کردیم و روشن شد که بعد از آخرین دیدارمون زندگی او بسیار تاریک تر شده، به شهر جدیدی رفته که هیچ کدوم از مردم اونجارو نمیشناخت و حتی مجبور بود که همه دوستانش رو پشت سر رها کنه، یکی از راهای مقابله او با این سختی ها پرت کردن حواس خودش بود و Dark Souls یکی از این حواس پرتی ها برای او بود. او به من گفت که با بازی کردن ارواح تاریک هیچ وقت نخواست که در برابر سختی ها کمر خم کنه و هیچ علاقه ای به هالو شدن نداشت!
برای من که خب مشکل افسردگی نداشتم Dark Souls باعث شد طور دیگه ای به قضایا نگاه کنم و استرس ها و خشم خودم رو جور دیگه ای کنترل کنم. هر وقت که تو زندگی در موقعیت سختی قرار می گیرم میتونم تو خاطراتم به Dark Souls برگردم و همیشه کمکم می کنه! و در این روز من خیلی خوش حالم که این بازی رو به سرانجام رسوندم و این به اصلاح بازی جایگاه ویژه ای در زندگی و قلب من برای خودش پیدا کرده است.

 

FDP_SS_002.0

برای اون هایی که دارن این متن رو می خونن و از نا امیدی رنج می برند میخوام این رو بدونن که همیشه امیدی وجود داره و شما مجبور نیستید در این راه تنها باشید؛ همیشه آدم هایی هستند که بتوانید با آن ها صحبت کنید و از آن ها کمک بگیرید و احتمالا آن ها از آنچه فکر می کنید به شما نزدیک ترند. من امیدوارم همه شما هدف خودتون رو پیدا کنید و انگیزه این رو به دست بیارید که قدم رو به جلو بعدی رو بردارید و یا پشتیبانی که لازم دارید رو تو زندگی پیدا کنید.
آرزوی موفقیت می کنم برای تک تکتون دوستان من
حق ندارید که هالو بشید…

 

 

در زیر می توانید ویدیو مربوط به متن بالا را مشاهده کنید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تائید دیدگاه فعال است. دیدگاه شما ممکن است کمی طول بکشد تا ظاهر شود.